26

سلام کوچولوی قشنگ مامان!

بعد از این همه مدت دارم برات می نویسم نه که به فکرت نبوده باشم، اصلا مگه میشه مادری به فکر بچه ش نباشه!

عزیز قشنگم !

این روزها روزهایی عجیب و نسبتا سختی بر مامان می گذره، اگه کنارم بودی راحت تر باهات درددل می کردم ، ولی فکرش رو نکن دلتنگی های یک دختر بی بابا که تمومی نداره! برای همه عادی شده، تو هم به روی خودت نیار!

گل من!

یادت باشه، یه مثلی هست که میگه سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش، این عین واقعیته! من دیدم، من بابامو دیدم که چقدر زحمت کشید و همیشه سنگ پیش پاش بود، ولی عمر مامان! هر وقت اونقدر بزرگ شدی که قرار شد مستقل بشی سعی کن سختکوش باشی و زحمت کش! می دونی؟ من دیدم ..دیدم که پولی که بابا به خونه می آورد چقدر برکت داشت ، پولی که با زحمت به دست میاد، پولی که حلال باشه، روزی داره ، برکت داره

زحمت، کثیفی های پولو پاک می کنه

میوه دل من!

خیلی حیف شد که تو هیچ وقت بابابزرگ به این خوبی رو ندیدی، خیلی حیف شد که بابا کف دست همه بچه های فامیلو قلقلک داد اما هیچ وقت ریش های کوتاه و منظمش کف دست بچه منو لمس نمی کنه!

می دونی؟ من بابت این موضوع خیلی غصه می خورم! همیشه دوست داشتم مثل حدیث، بابا با تو هم بازی کنه و جیغتو دربیاره! مثل حدیث...

بعضی از آرزوها حیفه که برآورده نمیشن!

دردونه دل من!

بیا زود بیا! خیلی حرف دارم که باهات بگم کلی حرفای مادر و فرزندی هست که روی دستم باد کرده!

بیشتر از همیشه عاشقتم

/ 1 نظر / 14 بازدید
کلک خیال

خدا رحمت کند پدرتان که روزی حلال به خانه آورد... تا شقایق هست زندگی باید کرد...این حرفو وقتی عزیزی رو از دست دادم استادم بهم گفت...اجبار زندگی هست و خدا رو شکر که عزیز من مثل عزیز شما شرافتمندانه زندگی کرد و میدونیم جاشون امنه...ومطمئن باش کوچولوتو اولین بار پدر مهربانت می بینه وقتی اونو از بهشت میارن...همه ی بچه ها از بهشت میان اینو وقتی بچه بودم بهم میگفتن...