28

سلام عزیز دلم

می دونم خیلی وقته حرفی نزدم و ساکت مونده بودم یه وقت فکر نکنی به یادت نبودما فکر نکنی حواسم بهت نبوده ... خب راستش اینقد تو این مدت ناراحت بودم واسترس و غصه و اینا دورمو گرفته بود که گفتم بیام بنویسم واسم غصه می خوری و پای چشمت گود می افته! آخه می دونی؟ پای چشم مامانی گود افتاده 4تا موی سفیدم کنار شقیقه م در اومده که هی تند تند با قیچی کوتاهش می کنم که یه وقت کنده نشه آخه می گن اگه موی سفیدو بکنی زیاد میشه

شاملو میگه : نه! این برف را سر بازایستادن نیست! .. برفی که بر ابروی و موی ما می نشیند...

عشق کوچولوی من!

سال نو شد و دوباره بهار شد و یه سال دیگه از عمر مامانی کم شد.. شایدم یه سال به عمرش اضافه شد!! دارم فکر می کنم که سال قبل کار خوبی کردم یا نه!

عزیز دلم!

فکر کنم قبلا هم بهت گفتم ...خیلی خوبه که آدم شب عید یاد اونایی که لباس نو غذای خوب ندارن باشه.. مامانی می دونم که خیلی مهربونی و همیشه اینو یادت می مونه واسه همین مامانی به قلب مهربونت افتخار می کنه..

عزیزکم!

حالا که توی بهشتی اگه بابابزرگو دیدی سلام گرم و دلتنگی بی نهایت منو بهش برسون

...

حواست هست؟ وقتی بیای دعای خیر مامان روز وشب دنبالته ...

از همین حالا عاشقتم

/ 3 نظر / 19 بازدید
چشم و چراغ

هر جوانی که به دل عشق ندارد پیر است...وگرنه موی سپید که آیت پیری نیست....انشاالله ک زود زود وبلاگاتون پر شه از خبرای خوب...

چشم و چراغ

به ما هم سربزنید .منتظرتونم

سید

سلام [گل][گل][گل]